روز نوروز و روزگار بهار

منتشرشده: 2012.03.17 در روزنوشت

آرشیو رو که نگاه می کردم، دیدم پارسال برای نوروز چیزی ننوشتم. جالب بود برام و یکم حیفم اومد. کلا نمی دونم امتحان کردید یا نه، اما وقتی آدم نوشته های قبلی شو (چه توی بلاگش، چه دفترچه خاطرات، چه نوت های گودر…) که می خونه، دستش میاد که پارسال توی چه حالتی بوده، هدف هاش چی بوده و دغدغه هاش هم. توی این یکسال، یعنی از سال 90 تا 91، توی زندگی من که تغییرات زیادی بوجود اومد. قطعا یکی از مهمترین هاش اضافه شدن یک سال به سالهای زندگی و گذروندن یکسال از بهترین سالهای جوانی که خیلی ارزشمنده بود. به عقب که بر می گردم، در مجموع از فعالیت هام و کارهام توی این یکسال راضی ام. یادگرفتن یک زبان جدید که فتح باب بسیاری از کارهام در آینده است که به مرور در ماه های آینده خیلی چیزها در موردش خواهم نوشت. فعالیت شبانه روزی برای پیشبرد این هدف و انرژی بسیار زیادی که در کنار گذروندن واحدهای بخشی از ترم دو، ترم سه و بخشی از ترم چهار دانشگام برای این کار گذاشتم کم کم داره به ثمر میشینه. یکی از هدف هام حفظ معدل «خوب» در دانشگاه بود که به اون هم رسیدم و 51 واحد هم پاس کردم و البته بیشتر هم نمی خواستم پاس کنم.

گرفتن گواهینامه رانندگی و توسعه دانشهای رانندگی م هم شاید یکی دیگه از نقاط عطف ام باشه. خوشبختانه سال پربرکتی رو پشت سر گذاشتم، همه خانواده در سلامت کامل بودن و تقریبا به تمام هدف گذاری هام رسیدم. توی این یکسال عضو دو مؤسسه جدید آموزشی هم شدم و با دو حلقه جدید از دوستان بسیار خوب که مطمئنا در آینده جزو دوستان صمیمی ام خواهند بود، آشنا شدم.

توی تابستان هم در کنار شلوغی های دیگه، دندون هام رو ارتودنسی کردم که به نظر خودم، همت بزرگی بود. اولش سخت بود اما الان راضیم. بعدشم امسال قانون خدمت وظیفه تغییر کرد و اون معافیتی که گفته بودم، دیگه شاملم نشد که تغییر بسیـــار بزرگی توی برنامه های سال آینده ام ایجاد کرد. الان که می بینم، با وجود ناراحتی شدیدم در اون زمان، برای من بد نشد.

پیش به سوی یک تغییر بزرگ میرم. تغییری که شاید مسیر زندگی ام رو چند ده درجه تغییر بده و سرنوشت بسیار متفاوتی (و البته مثبت) رو برام رقم بزنه. نزدیک یک ماه دیگه یک امتحان سرنوشت ساز دارم که دارم برای اون آماده میشم و می دونم چهار ماه آینده، چهار ماه پرکار و فشرده ای خواهد بود که امیدوارم با کمک های خدای خودم و خانواده ام که همیشه در تصمیماتم پشتیبانم بودن، بهشون فائق بیام و سربلند باشم. برای سال آینده ام هم هدف اصلی ام موفقیت های آکادمیک خواهد بود در کنار تجربه های جدید و شاید چالش های جدید که امیدوارم بتونم اونها رو بخوبی پشت سر بذارم. کلا آینده رو روشن می بینم. نوروز سال پیش، آرزوی بودن در این نقطه رو داشتم و الان همونجام؛ به خودم میگم، امیدوارم سال آینده هم که این مطلب رو می خونم، با لبخند سرم رو به علامت رضا تکون بدم و در نوشته سال آینده، بگم به اون نقطه ای که می خواستم رسیدم و قدم هام رو محکمتر بردارم.

یک برنامه ورزشی منظم، یک برنامه دینی مشخص، مطالعه منظم تر و بیشتر غیردرسی و توسعه دانش های زبانی از جمله کارهایی ه که دوست دارم توی سال 91 بهشون بپردازم.

این نوشته یجورایی خطاب به خودم بود. برای سال آینده این موقع. با اراده خدا امیدوارم همینطوری در کمال سلامت و شادابی، بتونم اینجا در کنار شما دوستان، بنویسم. و امیدوارم کشورمون و بلاخص مردم شریفمون، سختی های کمتری رو تحمل کنن و اوضاع بیشتر بر وفق مراد باشه.

به شما هم پیشنهاد می کنم برای خودتون همچین نوتی رو بنویسید. کار خوبی ه 🙂 و در آخر فرخی سیستانی می فرماید:

روز نوروز و روزگار بهار              فرّخت باد و خرم و پدرام

سال خوشی رو برای همه آرزو می کنم.

پایان آرشیو سال 90/.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s