این روزها…

منتشرشده: 2010.08.12 در روزنوشت

سلام. حالتون چطوره. ممنون از همه دوستان به خاطر نظرات پست قبل. خوب این روزها به شدت درگیر انتخاب رشته بودم. بطوریکه بجز یه پروژه دیگه که بالاجبار در کنار انتخاب رشته انجام دادم و خیلی هم طاقت فرسا بود تمام ذهنم رو این انتخاب رشته گرفت. به خاطر موقعیت خاصی که تووش بودم مجبور شدم با چندین دانشگاه سراسر ایران تماس تلفنی بگیرم و خلاصه از هرجا شده اطلاعات کسب کنم. تا حدی که دوست داشتم نتیجه دانشگاه آزاد رو بدونم که خیلی زیاد روی انتخاب سراسری م تأثیر داشت و به خاطر این با چندتا از دوستان تماس داشتیم که نتیجه حاصل نشد!

بله این حکایت این روزهای ماست. شاید بعد از دو سال این اولین شبی ه که بدون کمترین دغدغه ذهنی می خوام بخوابم. اینقدر آرومم که دوست ندارم بخوابم! سر همین اومدم اینجا بنویسم. حالت ما هم شده نمودار سینوس! چند روز پیش حالتم دقیقا شبیه اوون عکسی بود که گذاشتم ولی حالا آرومم؛ امیدوارم دوباره اونجووری نشم. می دونید، یه علت اصلیش هم همین بازجویی های اطرافیانه. خدا رو شکر پدر و مادر فهمیده ای دارم و اونا تقریبا سؤالی نکردن که چرا و چگونه ولی دوست و آشنا – که می دونم از روی دلسوزی و محبته – با اصرار خواستار جزئیات مسئله ان و پیام رو نمی گیرن که آقا رتبه دلچسب نیست! 😀

بگذریم. همه زندگی مون شده درس. ببخشید بهتون سر نمی زنم. می دونید که اهل کامنت الکی نیستم. بارها شده یه پست شما رو دو سه بار خوندم تا یه کامنت خوب، دقیق و مربوط به تمام اجزای پستتون بدم. وقتایی هم که اعصاب مصاب نداشته باشم :D، تمرکز ندارم و در نتیجه کامنت نمی دم. خلاصه شرمنده. بزودی میام همه پست هاتون رو می خونم و نظر می دم.

Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. آزاده می‌گوید:

    امیدوارم هر چیزی که صلاحت باشه اتفاق بیوفته
    منم این چند وقته حالم متغیر بود تو یه روز چند مدل احساس رو تجربه میکردم

  2. روژین می‌گوید:

    انتخاب رشته که اعصاب ِ همه رو قاتی میکنه ، امیدوارم انتخاب رشته ت رو خوب انجام داده باشی
    اینجا منظور به منم هست که دهه هی نپرس :دی
    آره زود بیا…موفق باشی :*

  3. پدرام می‌گوید:

    امیدت به خدا باشه ایشالله همه چیز درست میشه ! 😉

  4. شادی می‌گوید:

    به امیدِ روبراهی….

  5. پرهام می‌گوید:

    سلام پدرام جان خوبی ؟ الان صفحه درباره ما رو خوندم همه 70 در صد مثل همیم :دی شایدم 60 درصد . ای خدا از دست این انتخاب رشته ما که خودمنو کشیم رشته دبیرستانیمونو انتخاب کردیم خدا به داد شما برسه :دی

    • پدرام می‌گوید:

      @پرهام,
      سلام پرهام جون! مرسی. این خیلی خوبه 😀 حالا ایشاا… بیشتر باهم آشنا شیم.
      اوووووووووه شما هنوز خیلی راه داری پس 😀 موفق باشی.

  6. آرش می‌گوید:

    🙂

  7. علیرضا می‌گوید:

    «پدر و مادر فهمیده» بهترین و زیباترین چیزیه که می‌تونه در این‌مقطع وجود داشته‌باشه.
    به‌هر حال موفق باشی رفیق.

    چاکریم.

  8. محمدرضا می‌گوید:

    پدراااااااااااااااام !!! (آیکون ذوق زدگی بخاطر دیدار مجدد و دستان باز برای بغل کردن :mrgreen: )
    دقیقا میفهمم چی میگی! یاد اون روزای خودم انداختیم…
    امیدوارم اون چیزی که به صلاحته اتفاق بیفته ، هر چی که باشه!!!
    خوشحالم که بعد از 2 سال اینقدر آرومی … ازش لذت ببر 😉

    • پدرام می‌گوید:

      @محمدرضا,
      بههههههههههههههههههههه! چطور مطوری! بابا مگه این زندگی میذاره ما شما رو ببینیم! همش کار!
      خیلی ممنون!
      با کمال میل در حال لذت بردنیم… 🙂

  9. عاليه می‌گوید:

    فقط محض اطلاع خواستم بگم همشهري جوان پنج شنبه ها منتشر ميشه و در خيلي جاها اصلا به شنبه نميرسه

  10. زبل خانوم می‌گوید:

    وای چه ارامشی داره اون نتیجه ای که انتظار داری به دست بیاری..چه ارامشی داره

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s