نظام آموزش ما به کجا می رود؟ (دو)

منتشرشده: 2010.07.24 در نقد

سلام. خوب تویه پست قبل که در مورد نظام آموزش بحث کردیم به جاهای خوبی رسیدیم. از همه دوستانی که تویه بحث شرکت کردن ممنونم. اول تویه چند جمله خلاصه بحث قبل رو می نویسم با چندتا نقل قول از کامنت های شما بعد میریم سراغ ادامه بحث. تویه پست قبل ما گفتیم که چرا دانش آموزها گاها نمیدونن هدفشون از تحصیل چیه، چه رشته ای رو دوست دارن و در آخر می خوان چیکار کنن به همین علت هم تویه دبیرستان تغییر رشته می دن یا کنکور خود به خود اونا رو به سمت دیگه ای میبره. گفتیم که یکی از علت های اصلی خود آموزش و پرورش ه که بچه ها رو درست هدایت نمی کنه و با راهنمایی ها و بعضا دادن اطلاعات کم و ناقص به بچه ها اونا رو منحرف می کنه. بعضی هم از دوستان نظرشون بطور خلاصه اینا بود:

آزاده: اگه همون موقع میدونستم که هنرستان یعنی این هیچ وقت نمی رفتم هنرستان و این همش از عدم اطلاع رسانی ناشی میشه.

پدرام: این ایراد به کل روند آموزشی و اقتصادی و فرهنگی ایران مربوط میشه شما به من جواب بده چگونه یک مهندس معماری در شرکت پتروشیمی استخدام میشه؟ برای چی؟

عالیه: شاید یه کم زوده که توی دبیرستان رشته ها از هم جدا بشن.

ماهان: سیستم آموزشی مبناش باید دانش آموز و دانشجو باشه ولی تنها چیزی که تو این سیستم اصلا اهمیت نداره خود دانش آموزه و دانشجوئه.

علیرضا: فقط تقصیرِ آموزش و پرورش نیست. تقصیر برداشتِ عمومیِ ملت هم هست از یه رشته‌یِ خاص. / مسئله‌یِ مهم و مشکلِ اساسی همین “حفظ کن، امتحان بده، فراموش کن” هست که اعصابِ آدم رو خورد می‌کنه. مشکل تعدادِ زیادِ درس‌ها هست که آدم رو عقب می‌ندازه.

و خوب نظرات مختلفه و من تقریبا با همه نظرات بالا موافقم. مخصوصا نظر علیرضا، بخش دومش که پایه نوشته امروزم هم همینه. قرار نیست که ما فقط در مورد نظام آموزش دبیرستان حرف بزنیم! 🙂 در کل از بحث قبل من اینطور نتیجه گرفتم که خود بچه ها یه مقدار زیادی باید مطالعه کنن در مورد چیزی که می خوان بشن، از افراد خانواده و معلماشون کمک بگیرن و بفهمن استعداد چی رو دارن و بدور از رؤیا پردازی به علاقه شون بپردازن. بعد هم به سراغ محصلین یا فارغ التحصیلان اون رشته برن و در مورد محتوای درسی، آینده شغلی و محیط کاری رشتشون پرس و جو کنن. فکر کنم با این اوصاف بشه تا حدود زیادی مشکلات رو برطرف کرد.

اما بحث این دفعه، پایه نظام آموزش و ارزش های آموزشی ه. یعنی چی؟ یعنی اینکه بقول علیرضا چرا پایه کار ما حفظ، تحویل و فراموشی ه مطالب درسیه؟ به واقع ما از بچه چی می خوایم؟ می خوایم که ببینیم کی حافظش بیشتره؟ کی مدت زمان بیشتری می تونه یه مطلب رو تویه ذهنش نگه داره؟ خوب این مهارت چقدر می تونه در زندگی آینده یک انسان، اونم تویه جامعه اجتماعی امروز، بهش کمک کنه؟ آیا شما می تونی بجای استفاده از مهارت های اجتماعیت، یه مشت رادیکال و جمع و تفریق تحویل جامعه بدی؟ نظام آموزش ما واقعا چقدر به «تربیت» بچه ها اهمیت میده؟ اصلا بجز مهارت «شخصی» معلمان چه فاکتور دیگه ای تویه شکل گیری شخصیت اجتماعی دانش آموز در مدرسه نقش داره؟! به صرف اینکه معلم یه فرد خوب بوده یا بد ما باید آینده یه انسان رو به چالش بکشیم یا باید یه حداقل هایی رو برای بچه ها داشته باشیم؟ من که الان مرور می کنم میبینم تویه مدرسه بجز «علم» به من چیز دیگه ای آموزش داده نشده! یه سؤال اساسی اینجا پیش میاد و اون اینه که ما بیشتر به انسان سالم (از لحاظ فرهنگی و اجتماعی و اخلاقی) نیاز داریم یا دانشمند؟ پرورش بچه ها آیا با یه معاون پرورشی که بیشتر هم به مفاهیم دینی و غیرضروری می پردازه و به فکر در آووردن بچه ها به عضویت بسیج ه تکمیل میشه یا نیاز به یه نظام جامع تربیت و استعدادیابی تویه مدارس بشدت احساس میشه؟

چند وقت پیش یه پست در مورد اینکه «چرا ما حرفمان را نمی زنیم؟» نوشتم. این جزو مهارت های اجتماعی فرده که علاوه بر پدر و مادر، مدرسه هم در شکل گیریش نقش عمده ای داره؛ ولی میبینیم که حداقل مدرسه نقش خودش رو خیلی کمرنگ تویه این زمینه ایفا می کنه و بچه ها رو برای حضور تویه یه جامعه بزرگتر بدرستی آماده نمی کنه. اگر ما واقعا به دنبال ایجاد تحول در کشور هستیم و از جون و دل برای این کشور حاضریم هر کاری بکنیم، باید بدونیم و ایمان بیاریم که هیچ تحولی اتفاق نمی افته مگر این تحول رو از نسل های آینده شروع کنیم و بدونیم واقعا نحوه برخورد ما با همین بچه های کوچیک و طرز تربیتشون نقش بسزایی در آینده کشور و بطور غیرمستقیم روی خودمون داره.

Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. علیرضا می‌گوید:

    ۱-
    «حفظ کن، امتحان بده، فراموش کن»ی که گفتم TMش مالِ من نیست‌ها. 😀

    ۲-
    خوشا به‌حالت رفیق که ادعا می‌کنی تویِ مدرسه «علم» یاد گرفتی! نمی‌گم علم یاد نمی‌گیری،‌چرا که اگه بگم جمله‌ام خیلی رادیکال می‌شه. مسئله‌یِ اساسیِ این مورد چنین هستش که کتاب‌ها زده‌ می‌شن! مسلماً برایِ اون‌دسته از برادران و خواهرانِ بی‌خیال امری‌ست بس خوش‌آیند، اما واقعا چنین نیست: درسته که امروزه مرکزِ علم تو دانشگاه هست و تویِ دبیرستان نیست، اما دلیل نمی‌شه کتاب‌هایِ ما به‌روز نشند…. درسته، ظاهرا کتاب‌هایی مثلِ «دین و زندگی» نباید به‌روز بشند و چیزی هم مثلِ‌«عربی»ِ عتیقه‌ای که ما می‌خونیم – که‌عربیِ « Modern Standard » نیست – رسالتش تویِ به‌روز نشدن هست! اما مثلا … برادرِ من قصّه که نیست، خودت ادامه بده دیگه حرفم رو! 😀

    ۳-
    چه‌جالب… این‌تیکه از نظرِ قبل‌رو که می‌گه «…چندتا معلّم ریاضی و فیزیک تا الان داشتی که بلد باشه چه‌طور باید مفاهیمِ پیچیده [ برایِ دبیرستانی‌ها] رو طوری درس بده که بعدا یادت نره… ۱۰ سالِ بعد اگه بهت گفتند سینوسِ آلفا به‌اضافه‌یِ بتا چی‌میشه یادت باشه چی‌بهت گفته معلم!…» اگه با متن‌ت بخونی به‌نتایج طنزی می‌رسی! بعد از ۱۰ سال می‌فهمی که نه‌می‌تونی رادیکال تحویلِ جامعه بدی و نه …

    ۵-
    در زمینه‌یِ تربیت نمی‌شه زیاد صحبت کرد،‌فقط به‌این مورد اکتفا می‌کنم که چنین «تربیت»ی، اگه تربیتِ مطلوب نباشه،‌ هم‌چی نامطلوب هم نیست.

    ۴.۵-
    به‌این دلیل ترتیبِ اعداد رعایت نشده تا «۴» و «چاکریم» با هم هم‌آهنگ و هم‌مرتبه بشن.

    ۴-
    چاکریم.

  2. عاليه می‌گوید:

    معلم ديفرانسيلمون يه بار پرسيد: مي دونيد چرا بچه ها اول دبستان همه ي نمره هاشون بيسته هر سال كه بالاتر ميان كمتر ميشه؟بعد خودش جواب داد:به خاطر اين نيست كه درسا سخت ميشن يا بچه ها خنگ،به خاطر نظام آموزشي غلط و تدريس اشتباه معلماست.
    واقعا به قول تو و اين معلم ما اين نظام از پايه مشكل داره،اساسي.
    در مورد تربيت هم… .وقتي يه نگاه به دور و برمون بندازيم مي بينيم پدر و مادرا اغلب اشتباهاي زيادي توي تربيت بچه هاشون دارن،خب همي پدر و مادرا معلماي ما هستن ،وقتي بچشون بلد نيستن تربيت كنن ديگه براي بچه هاي مردم چي كار ميتونن بكنن؟

  3. پدرام می‌گوید:

    می دونی با حرفات موافقم اما باید حفظ کردنه و تقویت حافظه باشه اما متاسفانه در آموزش پروزش ما شده بخون حفظ کن فراموش کن
    من یادمه حتی فرمول های ریاضی را حقظ می کردند این درست نیست این یعنی ساخت یه برج پوشالی شما به راختی بالاترین نمره را می گیرید اما در جامعه وقتی پای عمل پیش می آید در جیبتان یا همان مغزتون چیزی ندارید رو کنید شما دارای فلان مدرک هستید اما آیا به اندازه همان مدرک توانایی دارید ؟ خیر
    چون شما یه برج دارید ( مدرکتون) که پوشالیه یعنی از کاه گل ساخته شده رفته بالا خیلی بالا اما همش آب و خاکه دارای استحکام و تیر آهن و سازه نیست !
    به راحتی فراموش و برج ویران میشه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s