نظام آموزش ما به کجا می رود؟ (یک)

منتشرشده: 2010.07.11 در نقد

شبکه چهار داشت دکتر افروز، یکی از روانشناس های معروف و با سواد دانشگاه تهران رو نشون می داد که گویا در صدد ارائه یه نظریه جدید در نظام آمورش و پرورش ما بود و داشت به همراه همکارانش جلوی دپارتمانی از خبرگان عرصه آموزش عالی و مدیران علمی آموزش و پرورش از نظریه اش دفاع می کرد (که یکیشون معاون پژوهشی دانشگاه مادرم بود). یه مثالی زد که جالب بود بنظرم. می گفت طرف اینجا دیپلم علوم انسانی میگیره میره خارج متخصص قلب میشه! استعدادشم داره، با نمرات عالی هم پاس می کنه و دکتر خوبی از آب در میاد! ولی…!

ولی چرا این فرد با این استعداد رفته انسانی؟ چرا این همه مهاجرت رشته ای داریم ما؟ چرا بچه های ریاضی میرن دکتر میشن، بچه های تجربی مهندش و انسانی ها هم هردو؟! این مثال ها رو به عینه می زنم ها. من خودم یه نمونش! من در رشته ریاضی تحصیل کردم، دیپلم و پیش دانشگاهی ام رو در یکی از مدارس خوب ایران در رشته ریاضی گرفتم. دانش آموز خوبی هم بودم و می تونستم (یا شایدم قسمت این باشه بازم مهندش شیم!) مهندس خوبی بشم. ولی تغییر جهت داده و کنکور تجربی دادم (هم سراسری هم آزاد پزشکی). چرا؟ در ادامه شاید به جواب برسیم.

کنکور آزاد غیر پزشکی رو داده بودم (همین پنجشنبه قبل) و داشتم با اتوبوس به همراه دیگر داوطلبا به سمت مرکز شهر می اومدم. من نشسته بودم و اتوبوس مملو از جمعیتی بود که درباره آزمون حرف می زدن. یهو گروهی از بچه ها توجهمو جلب کردن. اونا بچه هایی بودن که با من در آزمون های گزینه دو تجربی امتحان می دادن و من می دونستم رشته خودشون واقعا تجربی ه. اونا اومده بودن و آزمون غیرپزشکی شون رو ریاضی امتحان داده بودن. تویه پرانتز بگم که سؤالات درس ریاضی دانشگاه آزاد به علت بی سواد بودن طراح هاش بد طرح میشه و شما باید دقایق زیادی رو بیهوده به حل مسائل بپردازید و از این بابت خود بچه های ریاضی هم معمولا بیشتر از بیست، بیست و پنج نمی زنن. خوب این ها هم پیش خودشون گفتن ما اینقدر دیگه ریاضی بلدیم دیگه! چرا بریم فیزیوتراپی و اینا بخونیم؛ مهندس میشیم!!! پزشکی هم که بخوایم آزمونش جداست. چون اکثر بچه های تجربی علاقه به تحصیل در پزشکی، دندانپزشکی، داروسازی و علوم آزمایشگاهی دارن و رشته های دیگرو کمتر می زنن (البته ژنتیک هم طرفدارای خودشو داره). به حرف هاشون که گوش کردم کاملا مطمئن شدم که همین فکرو پیش خودشون می کنن.

یا یه مثال دیگه اینکه تویه اینترنت بودم با یه پسری آشنا شدم که دیپلم انسانی داشت. می گفت نه ساله تویه شهر مانیل (در فیلیپین، یکی از کشورهایی که برو بچه های ایرونی خیلی برای تحصیل پزشکی اونجا میرن) داره پزشکی می خونه. شش سال پزشکی شو خونده و الان ترم آخر تخصص قلبه و آخر ترم میاد ایران که بره طرح و کارشو شروع کنه!

و نمونه های بسیار زیاد دیگه از مهاجرت رشته ای که روز به روز داره به تعدادش اضافه میشه. خود من چندتا تماس داشتم که راهنمایی می خواستن از ریاضی چجوری تجربی امتحان بدن یا برعکس! نمونه مهاجرت از رشته ریاضی به تجربی خیلی نمونه قدیمی یی نیست ولی مهاجرت از رشته های تجربی و انسانی به ریاضی نمونه ای یه که چند ساله مد شده و برای من خیلی جالبه.

به نظر شما چرا این اتفاق می افته؟ با این همه استعدادی که بعضا به علت راهنمایی اشتباه و ناقص مشاوران هدر میره چکار باید کرد؟ چجوری باید این استعدادها رو مدیریت کرد؟ آیا آموزش پرورش مقصر نیست که از اول درست در شناخت استعدادهای بچه ها بهشون کمک نمی کنه؟….

من هم نمی خوام این پست طولانی بشه و شما خسته بشید هم  می خوام نظرات شما رو بدونم و چند روز بعد جمع بندی نظرات شما رو با نظریات خودم در پست بعد بنویسم.  پس نظراتتونو لطفا بگید.

Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. آزاده می‌گوید:

    من که هیچ کدوم از این سه رشته رو انتخاب نکردم یه اشتباه خیلی خیلی بزرگ کردم و رفتم هنرستان
    هنرستان بد نیست یعنی تا دیپلم خیلی هم خوبه ولی برای ورود به دانشگاه به معنای واقعی پدرت در میاد اینم مربوط میشه به عدم اطلاع رسانی شون چون اگه میدونستم برای قبولی کاردانی به کارشناسی باید کاملا خودم رو بکشم هیچ وقت هنرستان نمیرفتم
    بچه های هنرستان اکثرا دیپلم و فوق دیپلم میمونن چون قبولی کارشناسی واقعا سخته منم با کلاس کنکور قبول شدم وگرنه هیچ وقت قبول نمیشدم
    در ضمن دانشگاه هایی که بچه های دبیرستانی میتونن توش درس بخونن در مقایسه با دانشگاه های ما سطحشون خیلی خیلی بالاتره
    اگه همون موقع میدونستم که هنرستان یعنی این هیچ وقت نمی رفتم هنرستان و این همش از عدم اطلاع رسانی ناشی میشه

    • پدرام می‌گوید:

      @آزاده,
      شاید هنرستان در شرایط فعلی و با این روند آموزشی انتخابی به قول تو اشتباه بوده ولی من فکر می کنم ما خیلی بیشتر از اینها باید هنرستانی تربیت کنیم، چراکه هنرستانی ها با مهارت هایی که یاد می گیرن صنایع کوچیک رو راه می اندازن و این صنایع کم کم صنایع بالادستی رو ایجاد می کنن و خود به خود باعث پیشرفت می شن. پس فی نفسه بد نیست.
      ولی خوب اگر شما روح مهندسی رو داشتی، باید درست راهنمایی میشدی.

      • آزاده می‌گوید:

        @پدرام,
        نه من اگه ریاضی هم میخوندم باز هم میرفتم حسابداری چون خیلی رشته ام رو دوست دارم مشکل من فقط برای ورود به دانشگاه و گرفتن مدرک دانشگاهیه

  2. شادی می‌گوید:

    دره کوزه آموزش و پرورش رو باید گذاش ، آبشو خورد.

  3. هومن معین می‌گوید:

    بابا این صدا و سیما دیدن نداره ! این هزار و یک بار !

    • پدرام می‌گوید:

      @هومن معین,
      یعنی کل متن من همین یه قسمتش مهم بود؟ 😉

      میگن حتی اگر خوبی رو از دشمنتم یاد بگیری، کار خوبیه!

  4. پدرام می‌گوید:

    خیلی نکته خوبی را اشاره کردی خوده من زیست تجربی ها را خوندم و ریاضی کنکور دادم نه اینکه رشتم تجربی باشه ها نه ریاضی بودم اما خوب زیست را خیلی دوست داشتم ! اونم خوندیم ! 🙂
    اما چرا راستش من موتقد نیستم که همه اشکالات از آموزش پرورشه اون بی تقصیر نیست چرا که اینقدر کتاب و اطلاعات به این بچه ها می خورانند که اینها نمی دانند ریاضی چیه تجربی چیه ؟ آخه یکی نیست بگه تاریخه دبیرستان دوره ما 260 صفحه بود چه ربطی به ریاضی داره ؟ اما در کشور دیگری کسی که ریاضیرا انتخاب می کنه ریاضی می خونه و ریاضی از حرفم منحرف شدم ! این ایراد به کل روند آموزشی و اقتصادی و فرهنگی ایران مربوط میشه شما به من جواب بده چگونه یک مهندس معماری در شرکت پتروشیمی استخدام میشه ؟ برای چی ؟
    و مهندس پتروشیمی با کلی اطلاعات شیمی که داره و برای خودش یلی است میره سوپری میزنه ؟
    چطوری است که مهندس نرم افزار بعد از مدتی که از شر دانشگاه راحت میشه میره توی کار بازار رایانه ؟ یا میره توی واردات و صادرات ؟ من یادم نمیاد توی نرم افزاری اینا را یاد بدند ؟ چرا هیچ مهندسی دقیقا در سر جای خودش کار نمی کنه ؟ چرا معلم ریاضی کارهای مهندس مکانیک را می کنه ؟

    این کلبه از خشت اول کج رفته بالا !

    • پدرام می‌گوید:

      @پدرام,
      این رو کاملا درست گفتی. آموزش ما فقط چپوندن محفوظات تویه کله بچه هاست و اصلا پرورش اجتماعی و مهارت های زندگی درش دیده نمیشه!
      این میشه در حوزه مدیریت منابع انسانی که ما فارغ التحصیل های خوبی تویه این رشته (مدیریت منابع انسانی) داریم ولی اینا سر کار نیستن! یه مشت بی سواد الان سیاست گذاری می کنن درحالی که کار باید به کاردان سپرده بشه و برای یه بچه که به دنیا میاد دقیقا هجده نوزده سال برنامه برای تربیتش ریخته بشه و متناسب با استعدادش رشدش بدن.

  5. عاليه می‌گوید:

    مثل اينكه همه ميدونستن برميگردي،به هر حال من كه خيلي خوشحالم(اين واسه پست قبلي)
    راجع به رشته و اين چيزا به نظرم شايد يه كم زوده كه توي دبيرستان رشته ها از هم جدا بشن منم با اينكه رياضي بودم دوست داشتم از بقيه ي درسا هم يه چيزايي بدونم و اين باعث ميشد كه گاهي اوقات فكر كنم شايد راهو اشتباه اومدم،كلا مثل اينكه هر چي بحث وبررسي راجه به يه موضوع (انتخاب رشته)بيشتر بشه افتضاح بيشتري به بار مياد،البته من از كارشناسي به ارشد هم تغيير رشته زياد ديدم(از كامپيوتر به فلسفه يا از مكانيك به مديريت يا حتي از فيزيك به تربيت بدني!)تازه يكي از بچه هاي دبيرستانمون بود كه از همون اول ميدونست مي خواد كنكور تجربي بده اما اومده بود رياضي!نميدونم چه جوري بايد درستش كرد!؟

  6. ماهان می‌گوید:

    سیستم آموزشی مبناش باید دانش آموز و دانشجو باشه ولی تنها چیزی که تو این سیستم اصلا اهمیت نداره خود دانش آموزه و دانشجوئه

    • پدرام می‌گوید:

      @ماهان,
      درست میگی. سیستم ما بیشتر بر مبنای حفظیات و حافظه محوریه و مهارت های فردی دانش آموز خیلی مورد توجه قرار نمیگیره. البته تویه دانشگاه یکم وضع بهتره چون دست استادها بازه. البته دانشگاه های خوب.

  7. علیرضا می‌گوید:

    این به‌کجا رفتنِ نظامِ آموزش و باقیِ نظام‌ها(!) بحثِ پیچیده و طولانی و دنباله‌داری هست. مثلا برایِ همین موضوعی که مطرح کردی فقط تقصیرِ آموزش و پرورش نیست. تقصیر برداشتِ عمومیِ ملت هم هست از یه رشته‌یِ خاص. مثلا جامعه از لحاظِ ارزشی به‌یک دکتر و یک عکاس و یک بقال نگاه نمی‌کنه… هرچند کلا نباید هم نگاه کنه چون کارشون فرق می‌کنه، ولی نباید از ارزش یکی کم کنه و به دیگری اضافه کنه. این مورد تویِ همین رشته‌ها هم مشخصه. مثلا فکر می‌کنم بچه‌هایِ کمی نیستند که فقط برایِ بهبودِ ریاضی‌شون میرن ریاضی و بعد یِهو میان تجربی! البته این تغییرِ رشته ایرادِ چندان مهمی نیست. ایراد مهم‌تر عقب افتادنِ دانش‌آموزاست تویِ دوره‌یِ دبیرستان. از دروسِ اساسی مثلِ ریاضیّات و فیزیک درنظر بگیر تا بقیه‌شون. چندتا معلّم ریاضی و فیزیک تا الان داشتی که بلد باشه چه‌طور باید مفاهیمِ پیچیده [ برایِ دبیرستانی‌ها] رو طوری درس بده که بعدا یادت نره… 10 سالِ بعد اگه بهت گفتند سینوسِ آلفا به‌اضافه‌یِ بتا چی‌میشه یادت باشه چی‌بهت گفته معلم! مسئله‌یِ مهم و مشکلِ اساسی همین «حفظ کن، امتحان بده، فراموش کن» هست که اعصابِ آدم رو خورد می‌کنه. مشکل تعدادِ زیادِ درس‌ها هست که آدم رو عقب می‌ندازه. مثلا یه‌نفری که تویِ رشته‌یِ ریاضی هست چه نیازی به‌جغرافیا داره؟ چه‌نیازی به‌عربی داره؟ اگه اینا نباشه و مثلِ بقیه‌یِ جاهایِ دنیا فقط 4-5 تا درس داشته‌باشی مرتبط با موضوعِ موردِ علاقه‌ات چی‌می‌شه؟ …. رویِ این مسئله صحبت می‌شه زیاد کرد ولی فکر کنم از همین پستِ اولت هم زیادی زدم تو جاده‌هایِ فرعیِ غیرِ آسفالت!
    + می‌گم رفیق، فلسفه‌یِ این فاویکنت چیه و از کجا آوردیش؟!
    ++ قالبِ نو مبارک.

    • پدرام می‌گوید:

      @علیرضا,
      کاملا درسته. همین که شما گفتی. مثلا الان رشته ریاضی تویه بورسه! خیلی خیلی کم پیش میاد آدم باهوش و با استعداد بره رشته انسانی. در حالی که ما برای مدیریت افراد متخصص، به محصلین انسانی خیلی احتیاج داریم ولی مردم فکر می کنن یکی که رفت انسانی یعنی خنگ بوده! و این آفته جامعه است!
      بحث درسهای نامربوط هم که دیگه خیلی نوبره! دبیرستان شما وقتی «انتخاب رشته» می کنی یعنی میگی بصورت تخصصی می خوام ریاضی بخونم! دیگه تاریخ چه صیغه ای یه تویه سوم دبیرستان؟!!
      + فاویکنت؟!!! چی هست؟ منظورتو نگرفتم.
      ++ ممنون. قابل نداره!

      • علیرضا می‌گوید:

        @پدرام,
        «فاویکن» یعنی همین آیکونی که میاد کنار آدرس وبلاگت!

      • پدرام می‌گوید:

        @علیرضا,
        آنهااا! خوب رفیق زیر دیپلم حرف بزن! 😀
        والا یه افزونه است به اسم Blog Icon! البته شما از بلاگر استفاده می کنی و…! 😉 البته بگردی تویه سایت p30design.net در موردش خوب نوشته (پستش ماله سه سال پیش باید باشه البته!)

      • علیرضا می‌گوید:

        @علیرضا,
        رفیق شرمنده الان دارم سرِ مبارکت‌رو تناول می‌کنم، ولی آخه سؤالم ساختاری بود خُب! یعنی این علامت «چینی/ژاپنی» چی‌چی هست؟!

        چاکریم.

      • پدرام می‌گوید:

        @علیرضا,

        بابا از اول می گفتی رفیق دیگه! عکس خودمو میگی پس! این به زبون چینی ه، صدای پ میده که اول پدرام ه! 😀
        یه موقع گراواتار من پ با نستعلیق بود برای تغییر چینیش کردیم! 😀

  8. LaDy M می‌گوید:

    واقعاً همینطوره! …پای نظام آمورشی ما مثل بقیه چیزها میلنگه!! بعله

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s