اصولا شما منو جدی نگیرید!

منتشرشده: 2010.07.08 در اخبار وبلاگ

5878

سلام (اسمایل شرمندگی، خجالت و اینا!). خوبید. ببینید من توضیح می دم! یعنی چجور بگم خوب م م م م م خوب اونموقع که من گفتم «خداحافظ، همین حالا…» یجورایی مجبور بودم. یعنی آخه فرمول سرعت در حرکت شتاب ثابت نبود که یه متغیر داشته باشه، چندتا عامل دست به دست هم دادن تا من اون متنو بنویسم و در کمال بی احترامی در صفحه اول قرار بدم! خوب الان من شرمنده خودم و شمام!

ببینید اون موقع من ده یازده روز مونده بود به کنکورم و شدیدا احساس می کردم باید کامل درس بخونم و این شد که گفتم شده ده روز بیست روز قید همه چی رو بزنم ولی ارزشش رو داره بچه های اینجا با مرام تر از این حرفان! بعدش یه دلیل دیگه داشت یه ایمیلی بود یه فرد ناشناس فرستاده بود. ایشون به علت اعلام آزادی مطلق در کمال آزادی ایمیل زده بود به من که نوشته های تو بدرد توالت می خوره و اینا. البته به کلمه توالت اشاره نکرده بود ولی خوب یه چیزی تویه همین مایه ها بود. خودمم می دونم درست میگه ولی اصلا کسی وبلاگ منو Home page ه جایی نکرده! کرده؟! شما آزادید اصلا نخونید، بخونید، نظر بدید ندید خلاصه هــــــــــــر کاری دلتون می خواد انجام بدید! اینجانب پدرام —- عقشم میکشه اینجوری بنویسم و افتخار می کنم که این جرئت رو دارم که افکارمو به رشته تحریر در آرم. حالا شما هی ایمیل بزن! توالتم خودتی! 😀

نکته دیگه اینکه بنده آقا نتونستم! ن ت ن و ن س ت م! خوب من عاشق اینجام! دوست دارم وبلاگمو. بچه های وبلاگستانو دوست دارم! اصلا این مغز من اینقدر فعاله ها هر روز سه چار تا سوژه توشه اگر ننویسم و نگم برای کسی فاجعه هیروشیما و ناکازاکی اتفاق می افته! مغز من می ترکه! اونقت بیا ثابت کن ما بمب اتم نداریم و این انفجار کله پدرام بوده! 😀

کلا که آقا منو جدی نگیرید و من رو بپذیرید. پذیرای حضور گرمتون هستم!

پی نوشت: جواب به یه سؤال تکراری: کنکور خوب بود. ممنون از توجهتون 😀

Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. علیرضا می‌گوید:

    + بنده به‌جرأت می‌تونم بگم حدس می‌زدم این‌جا دوباره – بعد از کنکور – وا شه!
    ++ بازگشتت به‌وبلاگ مبارک.
    +++ کنکورِ خوب مبارک!!

    چاکریم.

    • پدرام می‌گوید:

      @علیرضا,
      جالبه ها. این نشون می ده من چقدر صادقانه تویه بلاگم می نویسم و همه منو می شناسن. آخه بقیه هم مثل شما همینو گفتن (+)
      ++ و +++ مرسی 😀

  2. رضا می‌گوید:

    همون موقع که پست قبلی رو زدی خواستم بیام کامنت بزارم که بالام جان آخرش برگردی اینقدر فیلم بازی نکن 😀
    ولی دیدم «در کمال بی احترامی» گذاشتی صفحه اولت و نمیشه کامنت داد :))))
    خوشحالم که برگشتی پدرام جان

    • پدرام می‌گوید:

      @رضا,
      ای بابا! 😀 شما منو از خودم بهتر می شناسید!
      بی ادبیم دیگه! چه میشه کرد! 😀
      ممنون از لطفت. سعی می کنم کمیک ها رو برسونم ولی یه کنکور آزاد پزشکی هم 1مرداد دارم که کمی درگیر اونم. 🙂

  3. روژین می‌گوید:

    بخشش از بزرگان است (بچه های وبلاگستان) :دی
    کنکور چطو بود ؟ :)))))))

  4. زبل خان می‌گوید:

    بشر تو کنکور داشتی واینورا افتابی بودی…؟؟اگه می دونستم امسال کنکور دادی 4 تا فوش نثارت می کردم بری درس بخونی……فکر رکدم سال دیگه داری..من با این روش یکی از دخترا رو به راه راست هدایت کردم وامسال برای کنکور خوند…حسرت بعد نتیجه خیلی بدتره….

  5. Pedram3000 می‌گوید:

    من می دونستم بر میگردی چون این جور فشار ها لحظه ای و برای یه زمان خاصه بعد دوباره اینجا را باز می کردی برای همین می دونستم که هستی و میای خوب کاری کردی 1 دمت هم گرم پدی جون خودم

  6. Pedram3000 می‌گوید:

    در مورد اون شخص هم ولش کن هر چیزی گفته اشکال از اونه نه تو نه من نه کسی دیگه یاده داستانی افتادم که متنش این بود پیرمردی در کنار دروازه شهری نشسته بود که سواری به نزدیک آن آمد گفت مردم این شهر چگونه اند ؟ پیرمرد گفت مردم شهر تو چگونه اند ؟ گفت مزخرف بی خود آشغال پیرمرد جواب داد گفت اینجا هم همینطورند ! سوار برگشت و وارد شهر نشد ! یک روز بعد سوار دیگری نزدیک پیرمرد آمد و گفت مردم شهر چگونه اند ؟ پیرمرد گفت : مردم شهر تو چگونه هستند ؟ سوار گفت خوب باحال با معرفت پیرمرد جواب داد اینجا هم همینطور !
    ما خودمونیم که انتخاب می کنیم که مردم باهامون چگونه باشند !

  7. هومن معین می‌گوید:

    من روزی که اونو خوندم میدونستم بر میگردی…
    میدونی پدرام ما آدما هممون مورد داریم…
    منم گاه گداری از این کارا کردم ! با اینکه میدونستم اشتباست…
    اشکال نداره رفیق.. مهم اینه که الان اینجایی و من میخونمت. 🙂

    • پدرام می‌گوید:

      @هومن معین,
      یاد اون کارتونه افتادم؛ من مـــــــــی دونم! 😀
      آره دیگه، مورد نداشتیم اینجا چه می کردیم! 😀

      شما آقایی. مرسی. 4کریم.

  8. آزاده می‌گوید:

    کار خوبی کردی
    امیدوارم که نتیجه کنکورت خوب باشه

  9. پسری از برج حوت می‌گوید:

    سلام !
    برو آخرین چت مون رو بخون ! جالبه 😀 😉
    خیلی خوشحالم که برگشتی
    به حرف این و اونم هیچ وقت کاری نداشته باش . کار خودتو بکن
    راستی قالبت هم قشنگه هم سبک ! : )

    • پدرام می‌گوید:

      @پسری از برج حوت,
      خو اونموقع من عصبانی بودم! 😀 بعد خودت می دونی عصبانی بشم به خودمم رحم نمی کنم! 😀

      مرسی. خدا رو شکر بالاخره یه قالب زدیم که همه پسندیدن! 😀

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s