و پدرام، جادوگر می شود…

منتشرشده: 2010.05.19 در بازی وبلاگی

خوب سلام، خوفید، خوشید، سلامتید؟! چه خبر؟ با هوای گرم بهاری (!) چه می کنید؟ کولرها رو که انشاا… راه انداختید؟!  کمک خواستید بگید من پمپ رو بزنم!  منم خوبم. قشنگ دیگه رفتم توو خط درس و دروس. آینده نگریم در چندین ماه قبل باعث شد وقفه این یه ماه ه آسیب جدی وارد نکنه به برنامه ام! (ماشاا… روحیه!).

والا از قرار معلوم بنده قراره تویه این پست یه جادوگر بشم و دوستان رو به چیزهایی که عقشم می کشه تبدیل کنم یا تغییراتی توشون ایجاد کنم. بله، این یک بازی وبلاگیست!  والا اصل بازی تبدیل به حیواناته ولی خوب ما اصولا آدم اجتماعی هستیم دیگه حیوون کم میومد  گفتیم یکم اصول بازی رو تغییر بدیم. پدرام منو به این بازی دعوت کرده. خوب ببینیم نوبت کیه؟! شروع می کنیم! (حالت کلاسی رو در نظر بگیرید که معلم امروز تصمیم گرفته فقط درس بپرسه!، به ترتیب حروف الفبا از بالا میاد پایین؛ هیچوقت از فامیلیهایی که اولشون «آ» باشه خوشم نمیومد، خیلی تو چشه! )

ایلیا و کروکودیلش : والا ایشون که عزیز هستن (همه عزیزن ها!)، رتبه 2 در تعداد کامنت اینجا. چیکارش کنم آخه؟ ممممم اول یکم بلاگشو جادو می کردم که جارو بشه خاک و خولاش پاک بشه، خودشم کروکودیل می کردم و کروکودیلشم ایلیا، اون کروکودیلرو ما بیشتر از خود ایلیا تویه بلاگش دیدیم!  ببین چه نازه!  آخ! دستمو گاز گرفت!

باشگاه کمیک و مانگا (رضا) : آقا رضا هم که دیگه باشگاه زده رفته تویه کار باشگاه داری! وبلاگشو جادو می کردم که دوباره اون افزونه پست های خصوصی بیاد کنار وبلاگش کمی هم خودش خودمونی بنویسه؛ خودشم تبدیل به سوباسا! بره یکم بهتر از این کارتون گزارش تهیه کنه!

بهار من : کتابهاشو طلسم میکردم تا بسته شه تا یه سه ماه لاش باز نشه، باید سر وبلاگش یه آپدیتی گفتن چیزی گفتن!  خودشم تبدیل به پروانه، احساس می کنم بهش میاد!

خط خطی های من : کاری می کردم بلاگش یکم فهمش راحت تر بشه اینقدر فسفر مغز منو مصرف نکنه! ناسلامتی من کنکور دارم!. خودشم که ماهه. خودش بمونه کافبه!

خودمانی های صبا : این خانوم رو هم کتاباشو جادو جمبل می کردم یکم بسته شه، تویه بلاگش بیشتر از خودش و افکارش بنویسه! فکر کنم موش صحرایی مناسبش باشه، اون عکسی که کنار بلاگشه، فکرکنم با موش صحرایی جور بشه!

دست نوشته : تبدیل به یه کبوتر سفید با یه برگ زیتون در نوک! یکم طعم آزادی رو بچشه، چندتا از این 67 تا پست خصوصی رو منتشر کنه!

دوشیزه شین : یه ربات به شکل گربه! هم در تخصص سخت افزاریش ه هم در روحیاتش می گنجه! عزیز دل رو هم یه موش واقعی! شین بگیردش یکم بالا پایینش کنه ادب شه! (حیف لوس کبیر لینک نداره وگرنه…!  )

روزگار روزبه : تبدیل به صندلی که بفهمه اون صندلی که الان روش نشسته داره خر خونی می کنه، یه 13 سالی هست نفس نکشیده! پاشه بیاد بلاگشو بروز کنه!

رویای من (آزاده) : خودشو با دوستشو تبدیل به دو تا کبوتر عاشق می کردم، با هم پرواز کنن بشن together forever!

عموهوشنگ : ایشون که دیگه هیچی! معلومه! تبدیل به سیب! یه سیب سبز! هم به اسم شرکتشون می خوره هم به شخصیتش!   بچه به اون سیب دست نزن! نشسته است، می خوای عمو هوشنگو بخوری؟!

رانک یک دانشجوی پخموله : تبدیل به ممممممممم یه گربه ملوس ه لاغره سفید! بلکه یکم از این پخمولگی در بیاد! در ضمن کاری می کردم این کتاب جورج یول هم bluetooth بشه به مغزش اینهمه ازش ایراد نگیره!

کافه توهم : تبدیل به تلویزیون! بسکه از این سریال ها نیگا میکنه! بسه دیگه!  ببین یکی نگات کنه 24 ساعت داغ بشی خوبه؟!

کشکول های هومن : تبدیل به یه قناری! آره! این همه شعر ها و متون ادبی قشنگ می نویسه، بره با صدای خوش چه چهه بزنه همه عالم بشنون!

گوکلا (آرش) : تبدیل به سیمرغ؛ فکر کنم دیگه میشه یه ایرانی کامل! از لحاظ اطلاعات که کم نداره، میمونه هیکل که خودم ردیفش کردم!

گفتگو : تبدیل به مممممممممممممممم یه درخت سرو تا مثل الان که سبزه، سبز بمونه، برای همیشه!

یادداشت های امین : ایشون رو که حسابش از اون لینک رومین جداست! اونا رو با هم می فرستم برن! . تبدیل به یه mp3 player بسکه آهنگ گوش میده، بابا پدر این Mp3 playerات در اومد!

یادداشت های ژاله : نه نه نه! مامان خودش الانم خوبه! ولی حالا که اصرار می کنید…….تبدیل به یجور خورشید که بتونه این مهربونی و عشقشو به همه آدمها برسونه و نشون بده!

یادداشت های گلابی : اسمش روشه! همون گلابی مناسبه. البته شنیدم خودش لاغره. باید یکم از حجمش کم کنم!

پدرام سه هزار : طلسم می کردمش همیشه سرباز بمونه. اصلا یه روز مونده به اتمام خدمت براش اضافه خدمت ببرن!  شوخی کردم! تبدیل به یه راکت تنیس تا بفهمه اینقدر محکم به توپ ضربه نزنه، بابا گناه دارن این دوتا!

دل نوشته : تبدیل به یه هواپیمای کوچیک تا هرجای دنیا رو می خواد ببینه.

موشی گل بانو : والا موش اینجا زیاد داریم، تبدیل به یه موش بالدار! هم موشه، هم می تونه بره هرجا گل ها رو بو کنه!

سرسره ها : به تاب بازی. از سرسره بازی خسته شدیم دیگه!

خآتون خاموش : دکمه روشن خاموش روش نصب می کردم. یکم پست هاش و قالب بلاگش روشن تر بشه!

گاه و بیگاه نوشت های محمدرضا : حدالامکان متأهلش می کردم یکم حالش رو به راه تر شه، بعدشم در مورد حیوانات پاندا مناسبه. عینه خودشه. آروم، متین و ساکت و مهربون!

نوشته های روژین : ماهی! احساس می کنم بهش میاد. بره تویه دریا، به هرجا می خواد بره و همیشه سالم و سر حال باشه! بدور از تور ماهیگیرا

جهان از دیدگاه یک وبلاگنویس : کاری می کردم از فلسفه دور شه کتابهای زمینی بیشتر بخونه. فکر کنم جغد بهش بیاد. مثل جغد متفکرانه عمل می کنه!

پنجره : والا مممممممم کم میشناسمش تازه دوست شده!

پی نوشت1: دوستان بالا و هرکسی دوست داشت همه دعوتند که بازی کنند.

پی نوشت2: اگر در مورد کسی کم نوشتم دلیلش یا خستگی بوده یا  این که کم می شناختمش! اگرم کسی از تبدیل شدنش ناراحته جنس فروخته شده پس گرفته نمی شود!

پی نوشت3: انتظار داشتم پست قبل نظرات بیشتری می داشت.

زیر نویس: هر دقیقه یک کودک در اثر گرسنگی جان خود را از دست می دهد و شما می توانید با هزار تومان چهار روز به زندگی یک کودک اضافه کنید.

شماره حساب 56 44 69 15 01 بانک تجارت، شعبه اسکان، به نام برنامه جهانی غذا وابسته به سازمان ملل متحد.

Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. موشی می‌گوید:

    شه جالب!
    حالا نمیشه از تعداد موشا کم کنی؟من فقط بمونم؟

  2. حسین می‌گوید:

    اینم طرحیه دیگه …قدیما ما وقتی بیکار بودیم بازی اختراغ می کردیم…! جدیدا ملت پشت کنکور بازی اختراع می کنن….! البته الان که دارم می نویسم ، 3 نقطت از پل گذشته ! حالا چه رتبه ای آوردی؟؟!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s