آیا وبلاگ نویسان…؟

منتشرشده: 2010.05.15 در نقد, اینترنت

بیکاری یااا…!/که چی بشه آخه؟؟/خره بابا!!/اینم دلش خوشه!/مگه بیکارم؟!/اصلا یعنی چی؟ چی بنویسم؟!/کی می خونه آخه؟!/تو نوشتن بلدی آخه؟!/برو بابا!/پدرام کار دیگه نداری؟!!/…. اینا بخشی از جوابهایی بود که از دوستان و آشنایانی می شنیدم که بلاگ نویسی رو بهشون معرفی کردم. یا اینکه بهشون گفتم بیا بلاگ منو بخون. احتمال می دم شما ها هم (اگر وبلاگ نویس باشید) با این جملات برخورد کرده باشید. حالا علت چیه؟

شاید یک سری از افراد چون تاحالا تجربه اش نکردن از شیرین بودن اینکار اطلاعی ندارن، شاید ضریب هوشی شون از ماها بالاتر/پایینتر ه. شاید درک نمی کنن ما چی میگیم و شاید از همه مهمتر، ما به اونها بد توضیح میدیم. شده مثل یک سری از مسایل که مردم از پیش در موردش پیش داوری می کنن! مردم منظورم مردم اینجاست، مردم نت و وب. خودتون می دونید که چندین دسته ان: یک سری ها از قدیمیهای نت هستن و همونجور در عهد وب یک موندن و محیطشون بسته به روم های یاهو مسنجر ه و بزرگترین فعالیت اینترنتی شون آپدیت کردن یاهو مسنجرشونه!!! یک سری ها اهل گروه های یاهو و گوگل و ایمیل اند و هنوز تویه سند تو آل کردن مطالب قشنگ ایمیلی می چرخن و IDهای ناب یاهو رو دارن. یک سری ها هم هنوز از اهالی اولیه وب اند و با هاتمیل فعالیت می کنن و همیشه حواسشون هست که حتما هر بیست روز به ایمیلشون سر بزنن (چون هاتمیل اگر سر نزنی ایمیلو می بنده) یک سری ها هم از اهالی وردپرس یک و پرشین بلاگ و میهن بلاگ قدیمن که الان با ورژن های جدید خودشونو تطبیق دادن و وبلاگ نویسی رو درک می کنن.یک سری ها هم معتاد فیس بوک و توئیتر هستن که اونا هم عمدتا وبلاگ کوچیکی رو در کنار اینا دارن.

شما اگر به کسی که جزو دسته اول و دوم و سومه بگی بیا وبلاگ بنویس به ندرت قبول کنه. اصلا اینا ذاتشون با قبلو و قدیم گره خورده. نمی دونم چرا ولی وقتی با جوابهایی که تویه سطر اول نوشتم برخورد می کنم خود به خود گاطی (!) می کنم و می خوام فک طرف رو بیارم پایین! بطور مثال چند وقت پیشا یه کامنتی تویه بلاگ دوشیزه شین نوشته شد که فکر کنم طرف جزو اهالی عهد بوق بود:

۲ ۳ سال پیش فکر کنم وبلاگت را دیدم.الان که دیدم هنوز مینویسی تعجب کردم.کاری که منم از روی بچگیو اعتیادم به نوشتن وبلاگ عادت کرده بودم.واقعا دلت میاد وقت ارزشمندت را صرف نوشتن این چیزا بکنی؟منم معتاد اینترنتم اما دیگه حاضر نیستم اینقدر وقت خودما مثل قدیم تلف کنم.وقت و انرژی که نوشتن این وبلاگ ازت میگیره را حساب کن ببین واقعا ارزشش را داره؟اینکه اصلا چیزی عایدت میشه را اصلا حرفشا نزن….

بهم جواب نده بگو تو هم پس بیکاری که میای اینجا مطالب منا میخونی؟!!نه من الان به خاطر منتظر بودن برای کار دیگه ای گفتم یه سری بزنم ببینم هنوز هم رشته ای هام که یکیش تو باشی هنوز مینویسند یا نه.

بهت پیشنهاد میکنم به جای اینکه دنبال جواب دندان شکن به من باشی.یک ضرب و تقسیم کن.یکم منطقی فکر کن.ببین چه کارایی و چه چیزایی میتونستی یاد بگیریو انجام بدی اما نکردی.

به هر حال جالب بود برام که هنوز اینجا را داری…اما هنوزم مثل سابق دور اندیشی در نوشته هات ندیدم. فقط وقت تلف کردن…

اصولا اگه این فرد جلوی من نشسته بود چیزی به عنوان سلول ازش باقی نمی موند. همون در حد الکترون و پروتون و اینا اجازه میدادم عنصرهای سازنده اش فعالیت کنن!! 😀 خلاصه که همینه. نمی دونم حالا آیا این ماییم که بیکاریم یا این اونا هستن که باید یک مقدار دیدشونو عوض کنن. به عنوان یه وبلاگ نویس (اگر منو تویه جمع خودتون راه بدید) من خودم از وبلاگ نویسی خیلی لذت می برم. به نظر من بالاشهر وب، وبلاگستان ه. اصلا یه سری آدم های خاص و با کلاس و با شعور هستن که توانایی تبدیل عقایدشون به نوشته رو دارن و می تونن بنویسن. اصلا نویسندگی یه استعداد و توانایی خاصه. وگرنه هرکسی بلده چت کنه، تا حدودی سرچ کنه و ایمیل بزنه! این نوشتن ه که هرکسی از پسش بر نمیاد. چند وقت پیش که با محمدرضا حرف می زدم داشتیم در همین مورد هم بحث می کردیم و به این نتیجه رسیدیم که یکی از پاک ترین محیط هایی که افراد تویه نت می تونن همدیگرو بشناسن و با هم آشنا شن، دوست شن و زندگی کنن، همین وبلاگستانه. تویه وبلاگ هامونه که ما با عقاید هم رفتارهای هم و اخلاق های هم (باز هم البته تا حدودی، ولی بیشتر از محیط های دیگه) آشنا میشیم.

نظر شما به عنوان یه وبلاگ نویس یا خواننده چیه؟ راه حل چیه؟ فرهنگ سازی؟ به عهده کیه؟ ما؟ یه به نظر شما مثل هر جامعه ای اختلاف طبقاتی وجود داره؟…

Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. رومین می‌گوید:

    اینکه برای ادم ها روی حساب کار هاشون دسته بندی کنیم کاری عقلانی نیست مثلا اگر یکی فیس بوک داشته باشه بگیم این به روز و با کلاسه اما اگر اهل یاهو مسنجر باشه بگیم عهد بوقیه شاید طرف با یاهو ارضا میشه و دیگری فیس بوک و یا وبلاگ نویسی
    مثلا برای من فقط نوشتن مهمه و اصلا حس خواصی نسبت به اینکه بگم وبلاگ نویسم ندارم تعداد پیش نویس های من تقریبا 10 برابر پست هامه

    پدرام جان فکر می کنم نیازی نباشه که ما همه را هم عقیده خودمون کنیم شاید بهتر باشه بیشتر به هم و علافه مندی های هم احترام بگذاریم

    • پدرام می‌گوید:

      @رومین,
      کاملا درست میگی عزیز. منم همینو میگم. درسته هرکس یجوری حال می کنه! ما هم با وبلاگ. ما که نمی گیم اونا بدن، میگیم که چون در اون حد و حدود موندن، اصلا درک نمی کنن بلاگ و بلاگ نویسی و زندگی نتی چیه. اینه حرفه من. بعدشم چرا فرهنگ سازی نکنیم؟ بده دیگران با چیزای جدید آشنا شن؟

  2. زبل خانوم می‌گوید:

    مگه کسی هست ضریب هوشیش ازما بالاتر باشه؟؟..

    خداییش اگه میدونستن چه حالی میده شیرجه میزدن تو وب…

  3. شادی می‌گوید:

    با نظر محمدرضا موافقم…..

  4. Pedram3000 می‌گوید:

    ،قط فرهنگ سازی چون حتی اصلا نمی دونن وبلاگ نویسی چیه !
    تویه یه جا بودم که شبکه VOA گفت فعال حقوق بشر و وبلاگ نویس فلان را نیز گرفتند که یکی از جمع گفت این وبلاگ نویسی درامدش خوبه ؟ چجوریاست !؟! :mrgreen:

    • پدرام می‌گوید:

      @Pedram3000,
      درسته. فکر کنم اگه یه انجمنی تویه نت تشکیل بدیم بتونیم با کلاس های نتی (مثل فیلم های آموزشی) یا جزوه های کوتاه و ساده وبلاگ رو بیشتر جا بندازیم.
      😀 بگو آره، فقط زمان می بره! 😀

  5. عالیه می‌گوید:

    خوشحال شدم وقتی دیدم در این مورد نوشتی
    آخه چند وقتیه دارم به راه اندازی یه وبلاگ فکر میکنم اما نظرات بعضی ها(مثل همونا که تو هم نوشتی) داشت کم کم منصرفم میکرد اماالان مطمئنم که میخوام به جمع شما بپیوندم

    • پدرام می‌گوید:

      @عالیه,
      چه خوب. آره. آدم تا یه چیزیو تجربه نکنه نمی تونه دقیق در موردش نظر بده. البته نه همه چیزا! اینجور چیزا که ضرر نداره!

  6. یه خانم تحصیل کرده در حد دکترا وقتی داشتم در مورد وب و دوستام حرف میزدم برگشت گفت ببین اکثر اینایی که میان تو نت و وبلاگ دارن و این حرفا یا روانی ان یا افسرده حواست باشه هاااا..

    نمیدونم چرا از حرفش خنده ام گرفت البته به روش نیاوردم ..ولی جالب بود که یکی به من بگه هم رونی ام هم افسرده ..چه کشف بزرگی !!

  7. پسری از برج حوت می‌گوید:

    یکی از بچه ها می گفت «یه زمانی بود که وبلاگ نویسا فقط واسه بیان عقاید و نظرات و حرف های دل خودشون میومدن وبلاگستان . اما جدیدا بعضی ها با هدف دوست شدن میان وبلاگ نویس میشن !» من خدا رو شکر خودم تا حالا به هیچ وجه به اینجور آدما بر نخوردم اگه اینجور آدما رو در نظر بگیریم باید گفت که نه ! دوستی و شناخت مناسبی بوجود نمیاد اما در شرایط کلی (غیر این یه مورد خاص) آره . همون حرفی که باهم زدیم . می تونه محیط مناسبی برای شناخت باشه

  8. بدليل وقت كم از نوشته خودت نقل قول ميكنم :

    «من خودم از وبلاگ نویسی خیلی لذت می برم. به نظر من بالاشهر وب، وبلاگستان ه. اصلا یه سری آدم های خاص و با کلاس و با شعور هستن که توانایی تبدیل عقایدشون به نوشته رو دارن و می تونن بنویسن. اصلا نویسندگی یه استعداد و توانایی خاصه.»

    شايد در آينده كه كمي بيشتر تونستم بنويسم (از خودم) در اينباره خواهم نوشت.
    پ ن : من خودم رو وبلاگ نويسي نميدونم چون تاكنون بيشتر نوسته هاي (پست هاي) وبلاگ نقل قول بوده تا نوشته خودم كه البته تلاشم بر اين بوده كه هميشه منبع داشته باشد.
    به اميد روزي كه بتوانم افكارم رو كاغذ بيارم(بنويسم) و كمي به اين هنر دست پيدا كنم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s