پدرام این روزها، ماردِپ!

منتشرشده: 2010.05.06 در روزنوشت, شخصی

سلام. خوبید؟ من که خوب نیستم. شاید اولین بار تویه عمرم باشه که این حرف رو می زنم. کسایی که منو می شناسن می دونن اهل این حرفا نیستم، اهل آیه یأس و ناامیدی، اهل حرفهای منفی و منفی بافی، اهل بدبینی؛ این ذات منه. مثبت بودن، به چیزهای مثبت فکر کردن. خیلی پیش میاد آدمهایی که تو حالت الان من بودن اومدن پیشمو درد و دل کردن و منم به درد و دلاشون گوش دادم. آخرم همه راضی از مطبم (!) رفتن بیرون، راضی و مثبت. همیشه به همه میگم چیزای مثبت زندگی رو ببینید، همیشه به همه انرژی می دم و سعی می کنم شاد و سرزنده باشم، یه پدرام واقعی. ولی دیگه مثل اینکه یه ماهه از اون پدرام خبری نیست. دیگه اصلا به اون قوی یی نیستم. نمی دونم چرا. دیگه نه رفتارهام مثبته، نه تفکراتم، نه روحیه ام و نه نوشته هام؛ آره، حتی نوشته هام هم رنگ و بوی همیشگی رو نداره. وابسته شدم. به همه چی. گیر می دم به همه چی (گیر کلمه زشتیه، می دونم!). حالت خستگی توم مشاهده میشه. سرد شدم و بیروح، به تمام معنا بد! با دوستام هم که بیرون می رم سکوت تنها صدایی ه که ازم شنیده میشه. روحیه صفر! دقیقا آینه مقابل پدرام قبل. شاید بد نباشه اسم خودمم بذارم «ماردپ»! (برعکس پدرام!!).

چراشو نمی دونم. شاید بخاطر کنکور. ولی این خیلی زشته که دلیل این باشه. یعنی من اینقدر ضعیفم؟ سالی یک میلیون نفر کنکور می دن. من نمونه خودمو ندیدم! فکر کنم باتریام ته کشیدن. دیگه حتی ذخیره ها هم خالی ان. مثل اینکه خیلی وقته دارم ازشون کار می کشم. مشکل زمانه. فناوری من قدیمیه. به این زودیا باتریام پر نمی شن، پر هم بشن زود خالی می شن. باید عوضشون کنم…! شایدم بخاطر پروپرانولول40 و آلپرازولام باشه.

معمولا یکی از نسخه هایی که برای آدمای توو شرایط خودم می پیچم، نماز و نیایش ه. دعا به درگاه خدا و وصل کردن خودمون به منبع بی شائبه انرژی. قبلا دیدم که چجوری آدم رو full می کنه. نمی دونم چرا خودم ازش استفاده نمی کنم. شاید فکر می کنم اثر نداره. نمی دونم! خدا می دونه. شایدم خدا فکر می کنه حکمت اینه. نمی دونم. شاید دارم خودم رو به این فکر تسلیم می کنم. کاری که هیچگاه نکردم. مبارزه چیزیه که از اول زندگی بهم یاد دادن. تسلیم نشدن و مبارزه کردن برای هدف. شاید همین سیاست باعث شده الان تهی بشم. شاید خیلی وقته دارم سینه خیز میرم. شاید…!

از اینجور حرفهایی که زدم اصلا خوشم نیومد. آدم باید مثبت باشه ولی چه کنم حرف دل بودن اینا. از صبح می خوام اینا رو به یکی بگم ولی با اینکه بیام و اینجا برای شما اینا رو بنویسم حال نمی کردم. به هر حال، ببخشید که یکم منفی بود. یه چند گرمی از بار دلم کم شد.  مواظب خودتون باشید.

Advertisements
دیدگاه‌ها
  1. پسری از برج حوت می‌گوید:

    داداش این روز ها هم میگذره . همه چی درست میشه و دوباره آرامش برمیگرده . فقط به خدا توکل کن و با حس حضور خودش به راهت ادامه بده … 🙂
    از اینکه یه چند گرمی از بار دلت خالی شد خیلی خوشحالم اما امیدوارم بقیه ش هم به همین زودی خالی بشه و بشی همون پدرام واقعی (به قول خودت) . جمله خودت که یادت نرفته ؟! «به من میگن پدرام!!!» 🙂 تندرست و شاد و موفق باشی داداش

    • پدرام می‌گوید:

      @پسری از برج حوت,
      مرسی عزیز. حتما. بله پدرام واقعی. دلم براش تنگ شده! کجایییییی پدرام؟!
      😀 آره به من می گن پدرام!
      شما هم همینطور داداشی! همیشه به بهترین ها برسی.

  2. Pedram3000 می‌گوید:

    سلام به داداش هم اسم خودم ! 😀
    این حالت ها می گزره زود و سریع و قوی تر و شاداب تر از قبل هم میشه اینو من مطمئنم خودم تجربه اش کردم 😀
    vhستی من با اجازتون لینکتون کردم 😉

    • پدرام می‌گوید:

      @Pedram3000,
      سلام به ســـــــــــــــه هزار عزیز، داداشی گرام!
      امیدوارم اینجور باشه که شما میگی.
      منم لینکت کردم عزیز. از آشناییت خوشوقتم!

  3. دلنواز می‌گوید:

    دلت آینه ایثار عشق است / نگاهت معنی بیدار عشق است

    تو در آبادب دل خانه داری / تو را دیدن همان دیدار عشق است

  4. راحیل می‌گوید:

    چه سخت اس در جمع بودن / ولی در گوشه ای تنها نشستن

    به چشم دیگران چون کوه بودن / ولی در خود به آرامی شکستن . . .

  5. دوتاعاشق می‌گوید:

    در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن / شرط اول قدم آن است که مجنون باشی . . .

    • پدرام می‌گوید:

      @دوتاعاشق,

      شعرهای شما خیلی قشنگ بود. ولی هرسه تا نظر از یک نفر بود! مخصوصا شعری که با اسم راحیل نوشتید. درسته.

  6. اتفاقا امروز عصر که به شدت کلافه بودم از خونه زدم بیرون …و شروع کردم به قدم زدن و هی با خودم غر زدم و شکایت کردم …وسطش این غرغرها گفتم تورو خدا من رو ببین ..من هی میشنم برا همه افه انرژی مثبت و مشاوره میذارم بعد حالا خودم به هیچکدوم از حرفام عمل نمی کنم!!! انگار این نسخه ها که میپیچم فقط برای دیگران جواب میده نه خودم…

    اما بهر حال فکر میکنم …گاهی پیش میاد..اینها حالت های یه ادم کاملا نرماله…آدمیزاد که همیشه یه جور نیست…پس امیدوارم هر چه زودتر بتونی این انرژِی های منفی رو دفع کنی و شاد و شنگول بشی دوباره…

    ممنون از لینک …

  7. پانته آ می‌گوید:

    «سلام! حال همه ما خوب است؛ ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور ، که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند!…» – سید علی صالحی

    باید آدم همیشه به خودش حق بده چند روزی تو یک حال و هوای دیگه باشه، مثلاً آروم و ساکت، متفکر و دلزده… انرژی آدمی هم مثل تمام انرژی های دنیا ممکنه تموم بشه ولی جای نگرانی نیست چون: تا وقتی در زندگی آدم کسانی هستند که وجودشون پر از طراوت و انرژی مثبته، تا وقتی هدف و آرزو و امید و عشق هست، تا وقتی سلامتی هست، خورشید و بارون و برف هست، تا وقتی خود ِ خود ِ «تو» هستی… باتری وجود 100% شارژ میشه 🙂
    همین تضاد احساساته که به زندگی ها معنا میده. غم در کنار شادی و خوشحالی در کنار ناراحتی.

    در نهایت فقط بگم:
    نصیحتی کنمت یاد گیر و در عمل آر … که این حدیث ز پیر طریقتم یادست
    غم جهان مخور و پند من مبر از یاد … که این لطیفه عشقم ز ره روی یادست
    رضا به داده بده وز جبین گره بگشای … که بر من و تو در اختیار نگشادست

    • پدرام می‌گوید:

      @پانته آ,
      سلام! عجب جمله جالبی.
      درسته ولی من به این حالتا عادت ندارم. خیلی ممنون. شما درست میگی. با وجود اینا آدم دوباره انرژی اش پر می شه. واقعا شعر قشنگی بود. خییییییییییییییلی ممنون! موفق باشی.

  8. صبا می‌گوید:

    سلام بر آقا پدرام همیشه سرحال و شاداب
    من که باورم نمیشه تو بی حوصله و ساکت شده باشی ، عزیزم همه ما گاهی برامون از این زمانها هست مهم اینه که با توکل و شناختی که از خودمون داریم این زمانها رو پشت سر بزاریم و میدونم که تو خیلی خوب از پسش بر میای … همیشه شاد باشی و موفق

    • پدرام می‌گوید:

      @صبا,
      سلام بر صبای عزیز. درسته توکل یکی از راههای خیلی مهم و خوبه. میدونم برای هر کسی پیش میاد ولی من دوست دارم همیشه خوب و شاد باشم! 😀 شما هم همیشه شاد باشی در کنار خانواده و دوستان.

  9. آزاده می‌گوید:

    اینا همش نشونه عادی بودنته چون نمیشه که همیشه شاد و خوش بود
    امیدوارم زودی بشی همون پدرام قبلی

  10. پسری از برج حوت می‌گوید:

    داداش با اجازه ت عکس خلیج فارس رو از اینجا به وبلاگ خودم اضافه کردم 😉

  11. شادی می‌گوید:

    میگذره…..خودتو اذیت نکن
    حرف دل رو همیشه بزن.بد و خوب نداره.حرف حرفه دلِ.

    • پدرام می‌گوید:

      @شادی,
      بله. باشه. حرف دل رو آره باید زد ولی من خوباشو بیشتر می زنم 😀 . درسته حرف، حرفِ دلِ.

  12. پدرام خان ما دلش گرفته و خسته است
    خوب پسر خوب یه کم استراحت به خودت بده منظورم استراحت فکری است اینکه بری جایی که مجبور نباشی به چیزهای روزمره فکر کنی
    جایی مثه روستا و یا کوه (البته اگر میتونی)
    اما در خصوص دارو ها تا اونجایی که میشناسمت میدونم که بیشک سرخود این دارو ها رو نمیخوری
    ولی گویا بد نیست یه سر دوباره به پزشک بزنی و از ماجرا با خبر بشه.

    و به گفته دوستان : حرف زدن همیشه خوبه .
    اینو به خودمم میگم ولی :دی

    • پدرام می‌گوید:

      @جوون ساده روستایی,
      میرم آرش جان. الان خیلی بهتر شدم. داروها هم درستن. پیش دکتر رفتم و اون اینا رو داده. البته گفت یکم قوی هستن ولی عادت می کنی، الانم عادت کردم بهشون خوبم.
      ممنون.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s