جهش از ناوبری

جدیدا خیلیا گلودرد گرفتن؛ از هرکی می پرسی چته میگه گلوم درد می کنه! به هرکسی زنگ می زنی میگه آقا ببخشید من گلوم درد می کنه ها! با هرکی چت می کنی هی بجای جواب دادن ehe oohe می فرسته! با هرکی Voice chat می کنی کلا صدای فوووووت می شنوی و پادکست هر وبلاگی رو می گوشی جز اهن و اوهون چیزی نمی شنوی!!

این بود که بر آن شدیم دلیل آن را بیابیم. از یکی پرسیدیم خب برادر من علت این اهن و اوهون شما چیه؟ فرمودند که بخاطر حسن مدیریت مسئولین بهداشتی مملکتی که اینقدر خوب این آنفولانزای نوع A رو کنترل کردند و واکسن را اصلا قبل از کشف چنین ویروسی به کشور وارد کردند (!) بنده تعجب کردم و خواستم بهشان بگویم احسنتم و احسنتّن (!) که ییهو ویروس آنفولانزا رفت تویه گلوم و لونه کرد و ما مریض شدیم و خلاصه گلودرد هم گرفتیم؛ گفتم خب چرا نمیری استراحت کنی؟! گفت اینقدر از ارزان شدن همه چیز به علت طرح هدفمند کردن رایانه (!) ها  و طرح تحول اقتصادی مشعوف شدم که خواب به چشمم نمیاد اومدم یه ذره کار کنم بلکه خسته شم!!

از دومی پرسیدیم خب خواهر شما چطور؟! گفتند که ما هم مثل برادر قبلی از این طرح های تحول اقتصادی مشعوف شدیم اومدیم کار کنیم، خسته شیم  که به یکی از شعارهای تبلیغاتی یکی از کاندیداهای محترم ریاست جمهوری که هنوز در دیوار کوچه مان جا خوش کرده بود برخوردیم که نوشته بود «پول نفت باید سر سفره مردم باشد»؛ آمدیم به ایشان هم بگوییم احسنت که مش غلام رضا (راننده کامیون محلشون) استارت زد و آنچنان دودی در حلقمان رفت که تا الان داریم می سرفیم (هم سرفه را هم پول برای درمانش را!!)

از سومی پرسیدیم که از قضا دانشجو هم بود؛ ایشان فرمودند که ما از بس خواسته هایمان را در روزهای مختلف (اعم از روز آشپز، روز فناوری چغندر قند، روز پیوستن به اتحادیه مجالس بین دریایی، روز انقراض دایناسورها، روز دانشپژوه و…) با صدای بلند (بلا نسبت شما) عر زدیم دیگر این گلومان گرفته! هی هم به این مسئولان می گوییم بابا یک لیوان آب دست ما بدهید گلومان خشک شد هی آنها بیشتر محبت می کنند و می گویند بیایید برویم رستوران سرای سالمندان کهریزک براتان نوشابه باز کنیم! پرسیدم خوب دخلش به گلودرد شما چیست؟ گفت من که تاحالا اون رستورانه نرفتم ولی چندتا از همکلاسی ها رفتند از اونموقع اینقدر گلوشان درد می کنه دیگر نه حرف می زنند نه از شوک این همه محبت می توانند دستشویی روند!

از چهارمی پرسیدیم که شما چگونه به این مرض مبتلا شدید؟! گفت که بنده پایه اینترنت نشته بودم و مثل همیشه داشتم به علت سرعت بسیار بالای اینترنت dial-up به مسئولین ارتباطات زیر لب آفرین و صد آفرین می گفتم که یکهو در اینترنت به این خبر برخوردم که قرار است ف.یل.تر تمام سایت ها را یک چهارم (بخوانید چهار برابر!) کنند و دسترسی به شبکه های اجتماعی را هم باز (بخوانید بسته تر!) کنند که دیگه از فرط خوشحالی طاقت نیاوردم و پریدم در پشت بام و فریاد الله و اکبر سر دادم تا صبح! البته گفت یه پنج شش ماه پیش هم از این کارا کرده و گلوش درد گرفته ولی علتش را نگفت ما هم پی اش را نگرفتیم!

[ادامه دارد...]  [دیدگاهها و امتیازها به دلایل شخصی فعلا بسته است - ارتباط با من]

[پیشنهاد می کنم به مینی- پدی هم سر بزنید]

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.