سلام خدا. حالت خوبه؟ چه خبر؟ فرشته ها خوبن؟ پیامبرا چطور؟ اون بالا هوا چطوره؟ اینجا که پاییز رو فرستادی؛ دستت درد نکنه کم کم داشت حوصلمون از دست این تابستون سر میرفت! امروز چند نفر رو بخشیدی؟ لیست رو نگاه می کنی ببینی ما هم توشیم یا نه؟! آها پارتی بازی نمی کنی، باشه. دیگه چه خبر؟ تا حالا چند درصد بهشت رو ساختی؟ تابلو زده بودی بیست هزار سال تا افتتاح بهشت. به این فرشته ها بگو بابا بجنبین دیگه بنده ها منتظرن! جهنم چه خبر؟ شنیدم براش یه طرح جدید زدن پارکینگ طبقاتی. آخه نه اینکه یه ده بیست میلیونی آدم بد اضافه شده و از آدم خوبا کم طرحشو از بهشت بردن جهنم. برزخ چه خبر؟ شنیدم بلوک جنوبی اش پر شده دارن بلوک شرقشو خط کشی می کنن! راستی دفعه پیش گفتی این حور های بهشت رو می خوان رونمایی کنن کی ان شاءا…؟ البته ما رو که راه نمی دن ولی باید جالب باشه.
راستی از این شیطون چه خبر؟ شنیدم اومده منت کشی راش ندادین! حقشه خره! این همه آدم رو باعث شده برن برزخ جهنمی که چی بشه؟ اگه یه تعظیم می کرد ها ما اییییییییییییین همه داستان نداشتیم. حالا باید دید حکمتش چی بوده!
خدا برای زمین چه برنامه ای داری؟ باید به دادمون برسی دارن مردم زمین رو به گند می کشن. دیدی این لایه اوزون سوراخ شده؟ یه وصله می زدی ها ممنون می شدیم. از آدم بدها چه خبر؟ شنیدم به علت رکود اقتصادی یه سری هاشون خداپرست شدن. دیگه کم کم داشت نرخ صعودی نمودار تعداد آدم بدا زیاد می شد. حالا خدا چرا ناراحتی؟! بابا آدم خوبا رم یه نگاهی بنداز. مخصوصا این آدم های وسط خوب و بد که از همه بیشترن. مثل من. درسته هی توبه می کنیم دوباره می ریم طرف این شیطون ولی دلمون با توه! به جان خودم! خیلی چاکریم. خدا من موندم اگه تویه کلمون مودم ارتباطی با خودت نمی ذاشتی ما از تنهایی باید چیکار می کردیم؟ خدا راستی قسمت spam میل ات را هم چک می کنی دیگه؟ نامه های ما هی میره اونتو! البته اوندفعه جواب داده بودی که من همه رو چک می کنم. ولی خوب کاره دیگه یهو ما رو هم قاطی آدم بدا حساب می کنی! ببخشید یه چند روزیه اس ام اس نمی دم اینجا شبکه مختل شده هی deliver نمی شه!
خدا خیلی دوست دارم ها! اس ام اس عاشقونه برات می فرستم! از این picture messege ها هم که عکس قلب داره خوشت میاد بفرستم؟ خیلی چاکریم! یه نظری هم به ما بکن. دیگه چیکار کنیم دیر رسیدیم بلیط صندلی های آخر گیرمون اومد آخرا نشستیم! صبح می بینمت، فعلا! (در ادامه مطلب شعر موسی و شبان را بخوانید-مرتبط)
اینم اون شعره در قسمت نظرات شین خانم:
لینک مرتبط: خدا جون عاشقم – بلاگ امین

4 دیدگاه
سلام
قشنگ بود
منو یاد یک شعر از مولانا انداخت
شعره دقیق یادم نمیاد اینجا بنویسم میرم نگا میکنم میام مینویسم برات
یاد این شعره افتادم.الان همش یادم اومد یکهو :دی
دید موسی یک شبانی را به راه کاو همی گفت ای خدا وای اله
تو کجایی تا شوم من چاکرت چارقت دوزم کنم شانه سرت
دستکت بوسم بمالم پایکت وقت خواب اید بروبم جایکت
ای فدای تو همه بزهای من ای به یادت هی هی وهی های من
زین نمط بیهوده میگفت ان شبان گفت موسی با کی استت ای فلان؟
گفت با ان کس که ما را افرید این زمین وچرخ ازو امد پدید
گفت موسی های خیره سر شدی خود مسلمان ناشده کافر شدی
این چه ژاژ است وچه کفر است وفشار پنبه ای اندر دهان خود فشار
چارق وپاتابه لایق مر تو راست افتابی را چنین ها کی رواست
گر نبندی زین سخن تو حلق را اتشی اید بسوزد خلق را
گفت ای موسی دهانم دوختی وز پشیمانی تو جانم سوختی
جامه را بدرید واهی کرد تفت سر نهاد اندر بیابان وبرفت
وحی امد سوی موسی از خدا بنده ی ما را زما کردی جدا
تو برای وصل کردن امدی نی برای فصل کردن امدی
هرکسی را سیرتی بنهاده ام هر کسی را اصطلاحی داده ام
در حق او مدح ودر حق تو ذم در حق او شهد ودر حق تو سم
ما بری از پاک وناپاکی همه از گران جانی وچالاکی همه
من نکردم خلق تا سودی کنم بلکه تابر بنده گان جودی کنم
خون شهیدان را زاب اولی تراست این خطاازصدصواب اولی تراست
ملت عشق از همه دین ها جداست عاشقان را ملت ومذهب خداست
لعل را گر مهر نبود باک نیست عشق را دریای غم غمناک نیست
بر دل موسی سخن ها ریختند دیدن وگفتن به هم امیختند
چون که موسی این عتاب از حق شنید در بیابان در پی چوپان دوید
عاقبت دریافت او را وبدید گفت مژده ده که دستوری رسید
هیچ ادابی وترتیبی مجو هرچه میخواهد دل تنگت بگو
پدرام: خیلی ممنون. به متن جلا داد!
بله شعر موسي و شبان!فكر كنم تو كتاب پيش بود :d
خيلي چيزا هست كه بايد به خدا گفت
از همه مهم تر بي محبتي و حودخواهيه بنده هاشه!
و بي معرفتيهاشون!
من بد بدم ولي بدي اينجا رو نمي تونم تحمل كنم!
كاشكي خدا يه كاري كنه اون كه مي تونه
منم خوب شم برم پيشش!
زندگي تو دنيا واقعا سخته!
پدرام: زندگی اونقدرها هم سخت نیست. خدا مثل ما کینه ای نیست. گر ببندد دری از روی حکمت می گشاید در دیگری ز روی رحمت!/الهي تو آني که از بنده ناسزا بيني و به عقوبت نشتابي. از بنده کفر مي شنوي و نعمت از وي باز نگيري . توبت و عفو بر وي عرضه مي کني وبه پيغام و خطاب خود او را باز ميخواني . وگر باز آيد وعده مغفرت مي دهي . چون با دشمن بدکردار چنيني چه گويم که با دوستان نيکوکار چوني؟
تو راست ميگي!
تنها دل خوشيمه كه شايد منم برم يه جاي خوب!:4: